قال رسول الله(ص): انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی- من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم (قرآن و سنت یاعترتم) اگر به آن دو تمسک بجویید هرگز بعد از من گمراه نمی شوید ***« با آن (قرآن) خودتان را پند واندرز داده ،با آن نظراتتان را متهم قرار داده وبا آن امیال وخواسته هایتان (را نادرست بشمارید. »( نهج البلاغه خطبه ی176 تمسک به ثقلین

تمسک به ثقلین
قرآن پژوهی (بررسی برخی اندیشه ها از دیدگاه قرآن، سنت و عقل)
قالب وبلاگ

« دو سفارش وخواسته ی اساسی»

 

                                                                          

شماره آیه

 

        پرستش خدا

              (عبادت)

          مهرورزی به بندگان خدا

                   ( مودت)

57/فرقان -23/شوری

  قل ما اسالکم علیه اجراً الا من شاء ان یتخذ الی ربه    سبیلاً

قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی

26 و23/ اسراء

 

 

5/ بینه

 

 وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه

 

وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء ویقیموا الصلواة

وبالوالدین احساناً ...« وات ذی القربی حقه والمسکین وابن السبیل ولا تبذر تبذیراً»

 


 ویوتواالزکواة وذالک دین القیمه

 

36/نساء

 

   واعبدوا الله ولا تشرکوا به شیئاً

وبالوالدین احساناً وبذی القربی والمساکین والجار ذی القربی والجارالجنب والصاحب بالجنب وابن السبیل وما ملکت ایمانکم

83/ بقره

 

  واذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله

وبالوالدین احساناً وذی القربی والیتامی والمساکین وقولوا للناس حسناً

14و13/ مریم

 

وحناناً من لدنا وزکوةً وکان تقیاً

وبراً بوالدیه ولم یکن جباراً عصیاً

32و13/ مریم

 

وجعلنی مبارکاً این ما کنت واوصانی بالصلوة

والزکوة ما دمت حیاً وبراً بوالدتی ولم یجعلنی جباراً شقیاً

14و13/ لقمان

 

واذ قال لقمان لابنه وهو یعظه یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلمٌ عظیمٌ

و وصیناالانسان بوالدیه حملته امه وهناً علی وهن وفصاله فی عامین ان اشکر لی ولوالدیک الی المصیر

151/ انعام

 

قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئاً

وبالوالدین احساناً

177/ بقره

 

ولکن البر من آمن بالله والیوم الاخر والملائکة والکتاب والنبیین

واتی المال علی حبه ذوی القربی والیتامی والمساکینوابن السبیل والسائلین فی الرقاب

                                          

 

90و88/ نحل

 

  الذین کفروا وصدوا عن سبیل الله زدناهم عذاباً فوق العذاب بما کانوا یفسدون

 ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء والمنکر والبغی یعظکم لعلکم تذکرون

38،و30/ روم

 

فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر الناس علیها

فات ذی القربی حقه والمسکین وابن السبیل

8/ عنکبوت

وان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلاتطعهما

ووصینا الانسان بوالدیه حسناً

29/ فاطر

 

 ان الذین یتلون کتاب الله واقامواالصلوة

 

 وانفقو مما رزقناهم سراً وعلانیة یرجون تجارة لن تبور

15و13/احقاف

 

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوفٌ علیهم ولا هم یحزنون

ووصینا الانسان بوادیه حسناً

41/ انفال

 

 واعلموا انما غنمتم من شی ءٍ فان لله خُمُسهُ

وللرسول ولذی القربی و الیتامی والمساکین وابن السبیل

59/ نساء

 

     یا ایها الذین آمنوا اطیعوالله

واطیعوا الرسول واولی الامر منکم

31/ آل عمران

 

     قل ان کنتم تحبون الله

 

فاتبعونی یحببکم الله ویغفر لکم ذنوبکم

12/ مائده

 

 ولقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل ...لئن اقمتمُ الصلوة

واتیتم الزکوة وامنتم برسلی وعزرتموهم واقرضتم الله قرضاً حسناً ...

1 تا 9 مومنون

 

................

...الذین هم فی صلوتهم خاشعون

.............................

.... والذین هم للزکوة فاعلون و.....

 

.....................................

امام المتقین علی (ع) در نهج البلا غه خطبه ی 127به دو دسته درباره ی افراط وتفریط در حب وبغض هشدار می دهد:

« به زودی دو دسته به خاطر من تباه شوند : دوستی که کار را به افراط کشاند ومحبت اورا به راه غیر حق براند وآن که در بغض اندازه نگه ندارد وبغضش او را به راهی که راست نیست در آورد . حال آن دسته درباره ی من نیکوست که راه میانه را پوید واز افراط وتفریط دوری جوید.»

1-   بغض افراطی : خوارج نهروان به خاطر جهل مفرط و نداشتن بینش سیاسی قوی ومعاویه ابن ابی سفیان به خاطر خود خواهی وهواپرستی و نداشتن بینش دینی قوی همواره نسبت به آن حضرت کینه وعداوت می ورزیدند تا جایی که آنان در صدد قتل آن حضرت برآمده وسالیان درازی علیه آن حضرت تبلیغات سوءکرده ،آن حضرت را لعن و دشنام می دادند .

2-   حبّ افراطی-( توسل وشفاعت خواهی از غیر خدا) : توسل وشفاعت خواهی و استمداد از پیشگاه علی (ع) واولاد اطهارش و دست دعا ، استغاثه وحاجت به سوی آن بندگان صالح دراز کردن( تغییر دادن وجه دعا) ، بدون دلیل وبرهان قرآنی، سنت وعقل وبین خود وخدا حجاب قرار دادن وسیره وسخن آن حضرت را در نهج البلاغه نامه ی 31 نادیده گرفتن واز همه مهمتر بی توجهی به کلام الهی در قرآن ؛ نمونه هایی از افراط در محبت به اولیاء خداست.« والذین امنوا اشد حُباً لِله»

3-   حبّ افراطی  (عصمت) : حبّ افراطی در حق انبیاء واولیاءالهی سبب شده است که انبیاء وائمه(ع) را از مقام وجایگاه واقعی خودشان«صالحین»  محروم نموده وآنان را تافته ی جدا بافته از افراد جامعه وبالطبع الگوهای دست نایافتنی از آنان در خیال خود تصوّر نمائیم و سخن خداوند در قرآن وحضرت علی (ع) در نهج البلاغه را نادیده بگیریم . لذا «صالح ومصلح» قائل شدن برای انبیاء واولیاء الهی، صفت پسندیده ای است که در آن شائبه ی اغراق وغلوّ وجود ندارد.

معصوم بودن یا صالح بودن پیامبران وائمه(ع) ؟!

  « قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق» «بگو ای اهل کتاب در دین خود به ناحق اغراق وغلوّنکنید» 77/ مائده

1-   تاکید خداوند بر« صالح ومصلح بودن» پیامبران در قرآن کریم. (46و39/آل عمران، 85/ انعام، 72،75و86/انبیاء، 50/ قلم، 81 و122/ صافات و...) « ان ولیی الله الذی نزّل الکتاب وهو یتولّی الصالحین»« (بگو ای پیامبر) همانا یاور من خدایی است که کتاب را بر من نازل کرد واو یاور صالحین است. » 196/ اعراف

2-   درخواست پیامبران از خدا برای رسیدن به مقام ارزشمند صالحین (اصلاح شدگان)- ابراهیم (ع): «رب هب لی حُکماً والحقنی بالصالحین» : پروردگارا به من حکمت عطا کن ومرا به صالحان ملحق کن 83 /شعراء- سلیمان(ع): «رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی وان عمل صالحاً ترضاهُ وادخلنی برحمتک فی عبادک الصالحین» « خدایا به من بیاموز شکرگذاری از نعمتی که به من ووالدینم عطا کردی وبیاموز عمل صالحی که مورد رضای توست ومرا با لطف ومرحمتت در زمره ی صالحان قرار بده» 19/ نمل و....

3-    سفارش خداوند به پیامبران جهت استغفار از گناهان خود و برشمردن برخی از خطاها ونافرمانی پیامبران در قرآن کریم.

4-   استفاده واستعانت پیامبران وامامان(ع)  از ابزارهای بازدارنده از گناه وسیئات جهت اصلاح روح وپاک شدن از گناهان(تهذیب)،[ بیش از دیگران] مثل : - نماز « ان الصلاه تنهی عن الفحشاء والمنکر»45/عنکبوت - « اقم الصلاه ... ان الحسنات یذهبن السیئات »114/هود. - روزه( وسیله ی کسب تقوی و ورزش روح) «یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»  - زکاتاستفاده از مشورت دیگران« وشاورهم فی الامر»- استفاده ازتجربه ی دیگران

 (تجربه معلم سازندگی):

 «واصبر لحکم ربک ولا تکن کصاحب الحوت اذ نادی وهو مکظوم» « (ای پیامبر) بردستور خدایت صبور باش ومانند یونس زودرنج مباش»48 /قلم

« ای فرزندان آدم مبادا شیطان شما رافریب دهد چنان که پدر ومادر شما را با فریب از بهشت بیرون کرد وجامه ی عزت از تن آن ها بیرون کرد و...» (27/ اعراف)

نیاز به آموزش(تعلیم وتربیت) : نامه ی امام علی (ع) به فرزندش امام حسن(ع): « ...پس در تربیت تو شتاب کردم پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد.» (نامه 31 نهج البلاغه)

اگر پیامبران وامامان(ع) معصوم بودند، از ابزارهای بازدارنده از گناه وسیئات(نماز، روزه، زکات، مشورت،تجربه، آموزش،گریه، توبه و...)، بی نیاز می بودند!!!

5-      امر ونهی ،تحذیر وتنبیه وبازخواست پیامبران توسط خداوند در قرآن کریم .

6-   اعتراف انبیاء واولیاء الهی مبنی بر عدم تبرئه نفس خود از اشتباه، در قرآن ، احادیث وادعیه ها ی موثق وتاکید بر «صالح» بودن خودشان :

یوسف(ع): « وما ابریء نفسی ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی ان ربی غفورٌ رحیمٌ » « ومن نفس خود را(از ارتکاب معاصی) تبرئه نمی کنم چرا که نفس اماره انسان را به کارهای زشت امر می کند مگر اینکه خداوند به من رحم کند که همانا پروردگارم آمرزنده ومهربان است .» 53/ یوسف

امام علی(ع): « فلا تکنوا عن مقالهٍ او مشورةٍ بعدلٍ فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطیء ولا آمن ذلک من فعلی الا ان یکفی الله من نفسی ما هو املک بی منی » «پس از گفتن حق ویا مشورت در عدالت با من کوتاهی نکنید، زیرا من خود را برتر از آن که اشتباه کنم واز آن (خطا) ایمن باشم؛ نمی دانم مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید ....»   خ 217/نهج البلاغه

«صالح» معرفی کردن خود - «زراره» از«امام باقر(ع)» نقل می کندو می گوید: از حضرت شنیدم، می فرمود:« خداوند بنان تبّان(غالی) را لعنت کند، زیرا او که خداوند لعنتش کند پیوسته بر پدرم دروغ می گفت، شهادت می دهم که پدرم «علی بن الحسین(ع)» بنده ی صالحی بود.» (رجال کشی، 194وبحارالانوار25/296،297)

امام علی(ع): «پسرم! بدان آنچه بیشتر از به کار گیری وصیتم دوست دارم ، ترس از خدا وانجام واجبات و پیمودن راهی است که پدرانت و صالحان خاندانت پیموده اند.» (نامه 31 نهج البلاغه)

7-      خوف ورجاء ازسوی انبیاء واولیاء الهی به درگاه الهی.

8-      امتحان الهی برای انبیاء واولیاء الهی و چشاندن طعم موفقیت وشکست به آنان .

9-      عدل الهی برای فراهم کردن شرایط مساوی ویکسان برای همه.

10-  معرفی الگوهای اجرایی و ملموس با قابلیت الگوپذیری.

11-  درجات متفاوت تقوی: « همانا من از هیچ اندرزی برای تو کوتاهی نکردم وتو هر قدر برای خودت کوشش کنی وبه اصلاح خود بیندیشی، همانند پدرت نمی توانی باشی.» (نامه 31 نهج البلاغه)

12- ....

حکمت100 نهج البلاغه:(آن گاه که گروهی در ستایش امام علی(ع) اغراق کردند،) فرمود: «بار خدایا! تو مرا بهتر از خودم می شناسی ومن خود را بیشتر از آنان می شناسم؛ خدایا! مرا از آن چه اینان می پندارند، نیکوتر قرار ده و آن چه راکه نمی دانند بیامرز

عصمت، سپر دفاعی غلات ؛

« شاید قائل شدن عصمت برای ائمه(ع) از آن جا نشات گرفته باشد که از این طریق  غلاة بتوانند پندارها و سخنانی را که به دروغ به امامان نسبت داده اند را، از ورود هرگونه ایراد و تشکیک و برای پیشبرد اهدافشان؛ مصون ومحفوظ بدارند.» 

4-   حبّ افراطی ( کاسه ی داغ تر از آش)  : هنگام خلافت ابو بکر، وقتی عباس وابوسفیان دست بیعت به طرف علی(ع) دراز می کنند آن حضرت دست رد به سینه ی آن ها می زند وآن ها را از فتنه انگیزی بر حذر می دارد .(خ5/نهج البلاغه) و وقتی مردی از یاران آن حضرت از ایشان می پرسد که : « چگونه مردم شما را از این مقام(خلافت) بازداشتند در صورتی که شما بدان سزاوارتر بودید ؟» آن حضرت به خاطر این سوال نابجا وفتنه انگیز « اهم فی الاهم» را به او یاد آور می شود وآن که اولاً :« داور خداست وبازگشت گاه روز جزاست» وثانیاً امروز باید فکرتان و تمام نیرویتان را به مسائل ومشکلات روز معطوف دارید واز اختلافاتی که به نفع مسلمین نیست وآب به آسیاب دشمنان می ریزد ، برحذر باشید. (خ/ 162نهج البلاغه)

سخن ازمطرب ومی گو وراز دهر کمتر جو               که کس نگشود ونگشاید بحکمت این معما را «حافظ»

کدام یک را باید بپذیریم ؛ اسلام فدای اشخاص یا اشخاص فدای اسلام ؟!!

الا  یا    در  تعصّب   جانت     رفته                   گناه    خلق    با    دیوانت     رفته

زنادانی  دلی پر    زرق  و  پر   مکر                  گرفتار   علی   گشتی    و  بوبکر

گهی این  یک بود    نزد تو   مقبول                  گهی آن یک شود از کار معزول

گر این یک   به گر آن دیگر ترا چه                  چو توچون حلقه ای بردر ترا چه

       همه عمرت در این محنت   نشستی            ندانم تا   خدا    را   کی   پرستی  « اسرارنامه»

   هرکسی مسئول اعمال خودش است !

« تلک امة قد خلت لها ماکسبت ولکم ماکسبتم ولا تسئلون عما کانوا یعملون» «آن ها امتی قبل از شما بودند(که درگذشتند)آن ها مسئول اعمال خود وشما هم مسئول اعمال خودتان می باشید ودرباره ی اعمالشان از شما سوال نخواهد شد.» 134/بقره - «ماعلیک من حسابهم من شئ وما من حسابک علیهم من شئ» - «نه چیزی از حساب آن ها بر توو نه چیزی از حساب تو بر آن ها است .» 52/ انعام

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت               که گناه    دگری بر تو نخواهند نوشت

            من اگر نیکم وگر بد تو برو خود را باش           هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت   «حافظ»

امام علی (ع)آن اسوه ی وحدت وبرادری، به خاطر مصالح اسلام و مسلمین از حق خود گذشت وبا خلفای وقت بیعت و25سال صمیمانه همکاری کرد وفرمود: « ولقد علمتم انی احق الناس بها من غیری؛ والله لاسلمن ما سلمت امور المسلمین ولم یکن فیها جوراً الا علی خاصه» « شما می دانید که من از همه ی مردم به خلافت شایسته ترم به خدا سوگند تا زمانی که امور مسلمین به سلامت باشد وجز به شخص من ستم نشود، راه مسالمت می پویم .» (خ/72نهج البلاغه)

 آن حضرت در نامه خود خطاب به معاویه ی یاغیِ باغی، در باره ی مشروعیت خلافت خود چنین استدلال می فرماید:

- « مردمی که با ابوبکر وعمر وعثمان بیعت کردند هم بدان سان بیعت مرا پذیرفتند. پس کسی که حاضر است نتواند دیگری را خلیفه گیرد وآن که غایب است نتواند کرده ی حاضران را نپذیرد . شورا از آن مهاجران وانصار است پس اگر گرد مردی فراهم گردیدند واو را امام خود نامیدند، خشنودی خدا را خریدند .»( نامه 5/ نهج البلاغه)

- « چه خلافت یک بار بیعت کردن است و دوباره در آن نتوان نگریست وبرای کسی اختیار از سر گرفتن آن نیست . آن که از بیعت جمع مسلمانان بیرون رود عیب جویی است وآن که در آن دو دل باشد دو رویی .»( نامه 7/ نهج البلاغه)

امام صادق(ع) نیز به پیروان خود همواره می فرمودند : « با برادران اهل سنّت خود معاشرت ومصاحبت داشته باشید ، مریض هایشان راعیادت نمائید ودر نماز جماعت آن ها و تشیع جنازه هایشان شرکت نمائید.»(بحارالانوارج89ص255) امّا ما به اصطلاح پیروان ائمه(ع) مانند کاسه ی داغ تر از آش به خاطر غرض ورزیها والقاعات سخنان کذب دشمنان اسلام، افراط در حبّ وبغض ومهجوربودن از حقایق اسلام، نتوانسته ایم روابط معقولی بین اسلام، اهل بیت(ع) وصحابه پیدا کنیم .

رافضی کیست، دشمنان بوبکر              خارجی کیست، دشمنان علی   (شاه نعمت الله ولی)

کینه یا طلب مغفرت ؟!!

براستی وظیفه ما دربرابر کسانی که در سخت ترین شرایط، به دین اسلام ایمان آوردند ودر راه خدا هجرت کرده وبا مال وجان خویش جهاد نموده و درفراهم نمودن زمینه دین اسلام و حفظ آن درداخل شبه جزیره عربستان و نشر وگسترش دین اسلام در خارج از شبه جزیره عربستان (بالاخص در ایران) صادقانه تلاش فراوان کرده و قرآن کریم را جمع آوری وبدون کم وکاست در اختیار ما گذاشتند ،کدام است؟!!

« والذین آمنوا وهاجروا وجاهدوا فی سبیل الله والذین اووا ونصروا اولئک هم المومنون حقاً لهم مغفرةٌ ورزقٌ کریم» « وکسانی که ایمان آوردند و در راه خدا هجرت وجهاد کردند ونیز کسانی که به مهاجران پناه داده آنان را یاری کردند ایشان مومنان حقیقی هستند ومغفرت ونعمت خداوند برای آن هاست .» 74/انفال

« لکن الرسول والذین معَهُ جاهدوا باموالهم وانفسهم واولئک لهم الخیرات واولئک هم المفلحون »« واما رسول ومومنانی که با اویند، با جان ومال خود در راه خدا تلاش می کنند وهمه خوبی ها ونیکی ها برای آن هاست وآنان جزو رستگارانند» 88/ توبه

« والسابقون الاولون من المهاجرین والانصار والذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم ورضوا عنه واعدلهم جنات تجری تحتها الانهار خالدین فیها ابداً ذالک الفوز العظیم » - « وآنان که در صدر اسلام سبقت به ایمان گرفتند از مهاجر وانصار وآنان که به خوبی از ایشان پیروی کردند خداوند از آن ها خشنود وآن ها نیز از او خشنودند وخداوند برایشان بهشتی که از زیر درختان آن نهر ها جاری است، مهیا ساخته که تا ابد متنعم باشندواین سعادت بسیار بزرگی است.» 100/ توبه

« والذین جاو من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولاخوانناالذین سبقونا بالایمان ولا تجعل فی قلوبنا غلاً للذین امنوا ربنا انک رئوفٌ رحیمٌ» « وآنانکه پس از مهاجر وانصارآمدند دائم در دعا بدرگاه خدا عرض می کنند پروردگارا ! ببخش بر ما وبرادران دینی ما که در ایمان بر ما سبقت گرفتند ودر دل های ما هیچ کینه وحسدی نسبت به مومنان قرار مده ، پروردگارا ! توئی که( درحق بندگانت) بسیار رئوف ومهربانی» 10/ حشر

      ما   نگوئیم   بد و  میل  به   ناحق   نکنیم        جامه ی کس سیه ودلق خود ارزق نکنیم

      عیب درویش وتوانگر به کم بیش بد است         کار  بد  مصلحت آنست که  مطلق   نکنیم «حافظ»

ما که داعیه ی وحدت و پیروی از قرآن و سیره ی ائمه ی اطهار(ع) را داریم وبرای آن ها بر سر و سینه می زنیم ، خوب است در اجرای فرامین الهی از همه کوشاتر باشیم نه اینکه حبّ ائمه را در دل داشته باشیم ولی درعمل بر خلاف گفتار ورفتار آن ها رفتار کنیم .

« قال الصادق(ع): بلغ معاشر شیعتنا وقل لهم کونوا لنا زینا ولا تکونوا علینا شینا »

« امام صادق(ع) فرمود:به شیعیان ما بگویید مایه ی آبروی ما باشید نه مایه ی ننگ وعارما

                                                         ****

« الذین یبلغون رسالات الله ویخشونهُ ولا یخشون احداً الا الله وکفی بالله حسیباً» « کسانی که سفارشات خدا را به مردم ابلاغ می کنند واز(خشم) خدا می ترسند و هراسی از احدی غیر از خدا ندارند ، خداوند برای حسابرسی ومراقبت آنان کفایت می کند.»(/احزاب39                                                                                      

         بلبل ازفیض گل آموخت سخن ورنه نبود              این  همه  قول و غزل  تعبیه در منقارش «حافظ»

****

لبش می بوسم ودر می کشم می                    به  آب  زندگانی برده ام  پی

نه رازش می توانم گفت باکس                     نه کس را می توانم دید با وی

     بزن درچنگ چنگ ای ماه مطرب              رگش بخراش تا بخروشم از وی    «حافظ»

 

« ربنا نجنا من مضلات الفتن برحمتک یا ارحم الراحمین»

« وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین والسلام علی عبادالله الصالحین

[ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 8:58 ] [ محمد زاهد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

قال رسول الله(ص):( انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی)
آن چه در این وبلاگ از نظر مبارکتان خواهد گذشت مطالبی است پیرامون مسائل وموضوعات مختلف فکری وعقیده تی که با ترازوی «قرآن»، «سنت» و«عقل» بدون هیچگونه پیش داوری و وابستگی فکری به سنجش در آمده است
والعصر ان الانسان لفی خسر


الا الذین آمنوا وعملوالصالحات
ایران رمان