X
تبلیغات
قال رسول الله(ص): انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی- من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم (قرآن و سنت یاعترتم) اگر به آن دو تمسک بجویید هرگز بعد از من گمراه نمی شوید ***« با آن (قرآن) خودتان را پند واندرز داده ،با آن نظراتتان را متهم قرار داده وبا آن امیال وخواسته هایتان (را نادرست بشمارید. »( نهج البلاغه خطبه ی176 تمسک به ثقلین

تمسک به ثقلین
قرآن پژوهی (بررسی برخی اندیشه ها از دیدگاه قرآن، سنت و عقل)
قالب وبلاگ

« قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی »

«بگو: من برای رسالتم از شما اجری نخواستم تنها خواسته ام (از شما) مودّت ومهرورزی به نزدیکان(اطرافیان) است.» 23/ شوری

وجه خدا اگر شودت منظر نظر             زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

آیه ی 23سوره ی شوری سفارش درباره ی مودت ونیکی به چه کسانی است؟

« قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی ومن یقترف حسنةً نزد له فیها حسناً ان الله غفورٌ شکورٌ» «بگو:من از شما اجری نمی خواهم تنها خواسته ام (از شما) این است که به نزدیکانتان(اطرافیانتان) محبت ونیکی کنید.وهر کس نیکی واحسان کند ما برآن عمل نیکش بیفزاییم همانا خداوند آمرزنده وشکرگزارعمل نیک بندگان است.» 23/شوری

باید بدانیم که « فی القربی » دامنه ی معنای آن از «ذی القربی » بسیار وسیعتر است . «ذی القربی » تحت الشعاع وزیرمجموعه ی « فی القربی» است وعموماً شامل دامنه ی محدود خویشاوندان وبستگان سببی ونسبی افراد می شود مانند:پدر،مادر،خواهر، برادر،زن،فرزند و... در صورتی که «فی القربی » ازیک معنای وسیعتر وکلی تر حکایت دارد، چرا که علاوه بر«ذی القربی» شامل:{ آشنایان ،دوستان،همسایگان،همکیشان،هموطنان،همکاران،همسفران ودر کل اطرافیانی می شود که با ما سر وکار وقرابت دارند وما هم با آن ها سر وکاروقرابت داریم}، می شود.

چرا خداوند بر مودت(مادی ومعنوی) به نزدیکان واطرافیان سفارش وتاکید نموده است؟

« قل ما سالتکم من اجرٍ فهو لکم » « بگو آنچه من از شما خواستم به نفع خودتان است »47/سبا

از عمده ترین آثار ونتایج اعجاب انگیز مهرورزی ویا مودت به نزدیکان(مودة فی القربی)،می توان به ابعاد زیر اشاره نمود:

1- نتایج سیاسی: تبلیغ، اشاعه وگسترش دین اسلام به عنوان دین محبت در سطح دنیا، از عمده ترین آثار ونتایج مهرورزی(مودة فی القربی) می باشد. درآیات 68/آل عمران،90/انعام،21/احزاب،29/فتح،128/توبه؛ خداوند رسول گرامی اسلام ویاران او رابه عنوان الگوی مهرورزی وشاهد راستی ودرستی معرفی می کند چرا که خلق وخوی ورافت ومحبت آن حضرت درحق نزدیکان« فی القربی » تاثیر عمیقی در جذب مردم به آئین اسلام ونشر اسلام وشکوفایی استعدادهای مسلمین گذاشته بودواگر ایشان تند خو می بود همه از دورش پراکنده می شدند. مهرورزی پیامبر(ص) به اطرافیانش همان معجزه ای بود که جهان اطرافش را متحول کرد. خداوند در آیه ی 78/حج و143/بقره ، پیامبر(ص) وپیروانش را به عنوان الگو ونمونه در جامعه معرفی می کند . باتوجه به این آیات مسلمانان پیرو قرآن همچون پیامبر خود باید سعی کنند علاوه بر" پرستش خداوند" با" مهرورزی به دیگران" مانند خورشید پرتوهای هدایت ونیکوکاری خود را به جهان اطراف بتابانند وبا معجزه ی مهرورزی جامعه وجهان اطراف خود را متحول کرده به سوی تعالی وسعادت سوق دهند.

امام صادق(ع) می فرمایند: « مردم رابا غیر زبانتان(بارفتارتان) به سوی اسلام دعوت کنید تا از شما پرهیزگاری وکوشش درراه خدا ونمازوکارهای نیک مشاهده کنند بدیهی است این روش تبلیغ کننده تراست.» اصول کافی ج2،ص78

وهمچنین از آن حضرت روایت است که :

اماعلمت ان اماره بنی امیه کانت بالسیف والعسف والجور، وان امامتنا بالرفق والتالف والوقار والتقیه وحسن الخلطه والورع والاجتهاد، فرغبوا الناس فی دینکم وفی ماانتم علیه.(حرعاملی،ح۲۱۲۴۸،ص۱۶۵،آل البیت).

« امابدان حکومت بنی امیه بر شمشیر و خشونت و ستم استوار بود و رهبری وامامت ما با مدارا و الفت و آرامش و نگهداری و رفتار خوب و خویشتن داری و اجتهاد در راه علم و معرفت است، پس از این روش مردم را به دین جذب و ترغیب کنید.»

- زکریای مسیحی با مشاهده ی رفتار وحالات امام جعفر صادق(ع) ویارانش وبا تحقیق وتفکر در مکتب اسلام به دین مبین اسلام مشرف شد. پس از چندی مادرش متوجه شد دررفتار وحالات فرزندش تغییرات عجیبی صورت گرفته است. او دید چندی است فرزندش بیش از گذشته به او محبت ونیکی می کند وبرای او احترام فوق العاده ای قائل می شود . روزی او را صدا زد وعلت این همه مودت ،احترام ونیکی کردن بی سابقه را از او پرسید. زکریا راز اسلام آوردنش رابا مادرش درمیان گذاشت وگوشه هایی از تعالیم انسان ساز اسلام را برای مادرش بیان نمود ازجمله این که دین اسلام دین مهرورزی وعشق ورزیدن به اطرافیان و مخصوصاً به پدر ومادر است . مادرش وقتی وقتی سخنان زیبای قرآن را که مهرورزی به پدر ومادر را در ردیف عبادت خدا قرار داده بود را ،شنید؛ گفت دینی که بر عطوفت ،رافت وعشق ورزیدن به همدیگر ومخصوصاً پدر ومادر سفارش می کند باید حتماً دین برحق وخوبی باشد. به قرآن وپیامبر(ص) ایمان آورد ودین اسلام را پذیرفت.

- روزی حضرت علی (ع) با مردی یهودی در راهی که مقصد آن ها یکی نبود ،همسفر بودند تا این که به محل دو راهی رسیدند که باید از هم جدا می شدند ، حضرت مقداری از راه را به احترام مصاحبت با او ، وی را بدرقه نمودند وسپس خداحافظی نموده وبرگشتند؛ وقتی آن مرد یهودی این همه احترام ومهرورزی را از ایشان مشاهده نمود شیفته ی اخلاق در مکتب اسلام شد . امام علی (ع) آن "خورشید هدایت ومهرورزی" با نور وگرمای خود موجبات اسلام آوردنش را فراهم نمود.(سفینة البحار،ج1)

- مالک اشتر فرمانده سپاه امام علی(ع) در بازارکوفه قدم می زد ،از جلوی مغازه ای داشت عبور می کرد که یک نفر بازاري برای مسخره بازی، در حضور دوستانش مقداري آشغال به طرفش پرتاب مي كند و به اتفاق دوستانش به اومي خندد ولي او بي آنكه سخني بگويد به مسجد رفته براي آن مرد طلب آمرزش نموده و از خداوند اصلاح او را طلب مي نمايد.آن مرد پس از شناختن مالک و دویدن به دنبال او ودیدن این همه بزرگواری ، از کردار زشت خود پشیمان شد از مالک عذرخواهی کرد واز اودرس حلم ، بردباري و «مهرورزی» آموخت .

مودت وعشق ورزیدن به دیگران(مهرورزی) توسط شخص مسلمان؛ بسان پرتوهایی است که از خورشید ساطع می شود خورشیدی که گرما وروشنی خود را به اطرافیانی که در مجاورت آن قرار می گیرند، تابانده راه آن ها را روشن و وجودشان را گرم می نماید. وکم نیستند کسانی که با دیدن وحس کردن این پرتوها به اسلام علاقه مند شده و به آن گرویده اند .

قرآن یکی از صفات پیامبر(ص) ویارانش را « رحماء بینهم» معرفی می نماید. لذا مهرورزی مسلمانان صدر اسلام به اطرافیان از مهم ترین وسیله ها ی جذب وهدایت آن ها به دین مبین اسلام بوده است .

- .....

2- نتایج اجتماعی وفرهنگی : ابراز محبت ومهرورزی به دیگران وسیله ای در جهت امر به معروف ونهی از منکر،تضمین صلح وآرامش وپیشرفت، افزایش همبستگی اجتماعی ،کاهش اضطراب وافسردگی(بهداشت روان) ،پیشگیری ازآسیب های اجتماعی، استحکام خانواده و....

در آیات33و34/فصلت و63/فرقان و46و47/مریم و... برای صاحبان خرد واندیشه نکته های بسیار جالب وارزشمندی نهفته است از جمله این که اگر دیگران که عقیده ای مخالف نظر وعقیده ی ما دارند واز ما خوششان نمی آید وممکن است به ما بدی کرده باشند ما با ید بدی وبی احترامی آن ها را با خوبی کردن پاسخ بدهیم تا اولاً آنان که با ما وعقیده ی ما سر ناسازگاری دارند با معجزه ی محبت ومهرورزی رام شده تسلیم حق و حقیقت شوند . وثانیاً یک احساس حظ ولذت زاید الوصفی از این گذشت واحسان نصیب ما می شود وآن احساس بزرگی وفتح وپیروزی برهواهای نفسانی است.

محبت ومودت به دیگران از عمده ترین ومهمترین فضایل اخلاقی است که جنبه ی اجتماعی آن ازدیگر فضایل اخلاقی پررنگ تر می باشد.

در حقیقت بر خلاف پندار عده ای محبت ونیکی کردن به کسانی که با آن ها سر وکار داریم کار ساده وآسانی نیست ، چرا که هم احتیاج به فداکاری معنوی مانند: صبر، مجاهدت وپا گذاشتن روی تمام خواهش های نفسانی وصفات رذیله و پست از قبیل ؛ خودخواهی ،خودپسندی،حسد،تکبر و...دارد وهم نیاز به فداکاری مادی مانند: انفاق کردن،زکات دادن، دادن قرض الحسنه و... دارد.

اصولاً مسلمانی یک مسلمان در جامعه در مهرورزی به دیگران متجلی وظهور پیدا می کند. در جامعه ای که محبّت واحترام متقابل وجود دارد، استعدادها شکوفا شده وجامعه به سوی آرامش، پیشرفت وتعالی سوق داده می شود وبالعکس جامعه ای که در آن محبت کمرنگ شده باشد افراد در آن جامعه افسرده وعقده ای بار آمده وبرای جبران کمبود محبت مشکلاتی را برای خود وجامعه ای که درآن زندگی می کنند فراهم می آورند. یکی از عوامل پیشرفت جامعه ی ژاپن اهتمام ورزیدن به احترام متقابل می باشد واین ابراز محبت (مهرورزی) تاثیر عمیقی درپیشرفت علوم و روابط اجتماعی و اقتصادی آن کشور گذاشته است. شما در خانواده های آنان پدر ومادر پیر وسالخورده را می بینید که با کمال آرامش واحترام نزد فرزندان خود به خوبی زندگی می کنند وفرزندان نیز در کانون گرم خانواده در آغوش والدین ودر کانون گرم مدرسه در جمع صمیمی معلمان خود با کمال صبر، متانت واحترام رشد ونمو می نماید ودر کنار بزرگترها یاد می گیرد که چگونه با دیگران را دوست بدارد وبه آن ها مهر ومحبت نماید.

از محبت خارها گل می شود واز محبت سرکه ها مل می شود

- در زمان امام کاظم (ع) مردی" تحت تاثیرتبلیغات دشمنان"،نسبت به آن حضرت بی احترامی وبی ادبی می کرد وهر جا آن حضرت را می دید به ایشان ناسزا می گفت. روزی یاران وهمراهان امام(ع) تصمیم گرفتند او را به سزای گفتار ورفتار زشتش برسانند . حضرت ایشن را از این کار منع کردند وفرمودند :«تربیت و تادیب او را به من واگذارید ». روزی امام آن مرد را در مزرعه اش درحالی که مشغول کار کشاورزی بود مشاهده کردند. ایشان با کمال آرامش وخونسردی به سوی او رفتند وبه او سلام کردند .مردبا دیدن امام خواست زبان به دشنام گشاید که دید آن حضرت با زبان محبت احوال پرسی اش را می کند واو را برادر مسلمان خطاب می کند واز مشکلاتش می پرسد واز یک تواضع ونورانیت خاصی برخوردار است .با دیدن این همه صمیمیت ،عطوفت وگذشت تحت تاثیر رفتار امام قرار گرفت وخود را به دست وپای امام انداخت وبا زبان گریه از ایشان معذرت خواهی و طلب بخشش نمود.

آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است         با دوستان مروت با دشمنان مدارا

****

هر کونکشت مهر ز خوبی گلی نچید    در رهگذار باد نگهبان لاله بود «حافظ»

3- نتایج اخلاقی : «آیه مودت تاکیدی است بر داشتن اخلاق در روابط اجتماعی»

«خودسازی» یکی از مهمترین نتایج اخلاقی مهرورزی به نزدیکان:

مسلماً پاداش وعکس العمل پرستش خداوند ومهرورزی به اقربا،درمرحله ی اول به سوی خودمان ودرمرحله ی دوم به دیگران(جامعه) باز خواهد گشت. چرا که در درجه ی اول باعث تهذیب وخودسازی مهرورز ودردرجه ومرحله بعد باعث ایجاد خانواده وجامعه ی سالم و ایدوآل خواهد شد.

« قل ما سالتکم من اجرٍ فهو لکم » « بگو آنچه من از شما خواستم به نفع خودتان است »47/سبا

«ان احسنتُم احسنتُم لانفُسکم وان اساتُم فلها » «اگر نیکی واحسان کنید به خود کرده اید واگر بدی وستم کردید باز هم به خود کرده اید » 7/اسراء

بخشش وکمک به نزدیکان مخصوصاً خویشاوندان نزدیک ،علاوه برتسکین قلوب ، لبریزشدن عشق ومحبت ، احساس خوش تقوی و گذشت ،ازظهور وبروز بسیاری ازرزایل اخلاقی ازقبیل : خودخواهی ، تکبر،حسد ،فخرفروشی، بدگویی و...جلوگیری خواهد کرد. وموجبات رضایت خداوند وبندگانش ورضایت انسان از خود(خوشبختی) را فراهم می آورد .

«کسب رضایت پدر ومادر، اعطای رضایت وکرامات الهی » از دیگر نتایج مهرورزی

- اویس قرنی : " اويس قرني" انسان بزرگواري بود که پيامبر بزرگوار اسلام سخت مشتاق ملاقات با او بود و در حق او فرمود : : بوي خدا را از جانب يمن استشمام مي كنم !! كارش شتر باني بود و و اجرت آن را صرف نفقه مادر پير و نابيناي خود مي كرد ، زماني كه در طلب زيارت رسول خدا شده و عشق به ايشان او را آماده سفر مدينه كرد ، نزد مادر رفت و اجازه سفر گرفت . مادر گفت : تو را اذن مي دهم كه به ديدار معشوقت بشتابي و بيش نصف روز در مدينه نماني و اگر حضرت را در مدينه نيافتي ، بيش از اين اجازه ماندن نمي دهم. اويس به مدينه آمد و يار خود را نديد ، چون روز به نيمه رسيد ، برگشت . وقتي نبي اكرم از سفر آمد ، فرمود : اين نور چيست كه در اينجا مي نگرم ؟ عرضه داشتند : شترباني به نام اويس مشتاق زيارت شما بود ، چون شما را نيافت ، مراجعت كرد. حضرت فرمود : اين نور را در اين خانه هديه گذاشت و رفت .سلمان عرضه داشت : او كيست كه داراي چنين منزلت است؟ فرمودند : مردي است در يمن به نام اويس كه چون قيامت شود يك تنه برانگيخته شود و شمار بسياري از مردمان را شفاعت كند. هر كس از شما او را ديد سلام مرا به او برساند و ازوي دعاي خير خواستار شود.(از کتاب عرفان اسلامی)

مهرورزی به والدین سپاسگزاری از زحمات آن ها

خداوند در آیه ی 14سوره ی لقمان می فرماید:«ان شکر لی ولوالدیک» «شکر من وپدر ومادر را بجا آور». ویکی ازدلایل شکر گزاری ازوالدین این است که آن ها در طول زندگی برای رشد وتربیت فرزندانشان زحمات زیادی رامتحمل می شوند. با توجه به آیات 14/لقمان و8/عنکبوت،والدین ومخصوصاً مادرازلحظه ی انعقاد نطفه تا دوران؛ حاملگی ، وضع حمل، شیردهی ، مراقبت، مواظبت، تعلیم وتربیت ، تامین شغل ، تامین مسکن ،انتخاب همسر، تامین نفقه ومایحتاج زندگی فرزندان و...دوران سخت وپر از دغدغه ای را پشت سر می گذارند وتا فرزندان خود را آن طورکه خود می خواهند ساخته وپرداخته نبینند آرام وقرار نمی گیرند.

- مادرش را به پشتش گرفته بود و به سختی دور کعبه طواف می داد که چشمش به امام صادق(ع) افتاد. از امام پرسید : « آیا اکنون حق مادرم را آن گونه که شایسته است، ادا کرده ام ؟» امام به او فرمودند : « خدا تو را بیامرزد؛ کار شایسته ای انجام می دهی اما حتی آه یک شب مادرت را به هنگام حاملگی اش نتوانسته ای جبران کنی.»

«ربنا اغفر لی ولوالدی وللمومنین یوم یقوم الحساب« «پروردگارا ! من وپدر ومادرم وتمامی مومنان را در روز قیامت بیامرز.» 41/ابراهیم

« رب ارحم هما کما ربیانی صغیراً » «پروردگارا !به آن ها (والدین) لطف ومرحمت فرما همچنان که آن ها به من لطف ومرحمت فرمودند.»

وقتی انسان خاطره هایی از ابراز محبتهای مادر نسبت به فرزندان خود می خواند ویا می شنود اشک شوق در چشمانش حلقه می زند ونسبت به مقام مادر وعظمت خدای مادر سرکرنش وتعظیم فرود می آورد.

- داستان مردی که به تحریک همسرش ، مادر پیر ناتوانش رابه درون چاهی می اندازد ودر بازگشت پایش به سنگی برخورد وبه زمین می افتد، ناگهان از درون چاه صدایی برمی خیزد که: « آه پسرم ، عزیزدلم، چیزیت که نشد مادر؟!!»

- مادری وقتی می بیند فرزندش از ناحیه ی چشمانش دچار مشکل شده است او را جهت مداوا به نزد چشم پزشکی می برد. چشم پزشک پس از معاینه، هرنوع وسیله ودارو را برای مداوایش غیر ممکن دانست الا پیوند زدن دو تا چشم سالم به او.مادر،در خفای فرزندش با مشارکت چشم پزشک ،چشمان خود را جهت پیوند زدن به فرزندش هدیه می کند .بعد ازچند روزکه فرزندش صحت می یابد وبا خوش حالی به خانه بر می گردد، مادرش را در خانه روی بستر می بیند که سر وصورتش را پوشانده است . دوان دوان به سوی مادر می رود ومی گوید: مادر ،مادر من بینا شده ام حالا می توانم ببینم .مادر سر پسرش را به دامن می گیرد، بر سر وصورتش بوسه می زند وبا شوق فراوان می گوید:« آه فرزندم ،عزیز دلم ،خوش حالم که نور دیده ام بینا شد.»

- شاعر این حکایت زیبا را با نظمی روان بیان نموده است. حکایت مهرمادر ،حکایت آیات خداوند در آفاق وانفس است تا با تفکر وتامل در این گونه آیات الهی، به حقیقت پی بریم وشکرگزار الطاف ونعمت های او باشیم .

«سنریهم آیاتنا فی الافاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید » « آیات ونشانه های قدرتمان را درآفاق( زمین وآسمان) ودر خلقت وجودشان، به آن ها نشان خواهیم داد تا حقیقت خداوند برایشان روشن شود. آیا (با وجود این) پروردگارت که بر همه چیز شاهد وناظر است کفایت نمی کند ؟!!» آیه ی53/فصلت

اصولاً در علوم روان شناسی وجامعه شناسی ثابت شده است که نیاز به محبت وارتباط عاطفی سازنده با یکدیگر از مهمترین نیازهای هر انسانی می باشد واگر آن طور که لازم و شایسته است نتوانند نیازهای روانی وعاطفی همدیگر را برآورده سازند، دچار انواع ناراحتیهای اخلاقی وروانی وحتّی ممکن است دچاراختلالات رفتاری غیر قابل پیش بینی شوند.

چهار طبقه اول هرم مازلو «نیازهای پایه» یا «نیازهای فقدانی» (Deficiency Needs) یا D-Needs نام دارند. این نیاز‌ها در صورتی که تامین شوند حس خاصی به فرد نمی‌دهند، اما در صورتی که تامین نشوند او را دچار اضطراب و نگرانی می‌کنند.

- به اعتقاد مازلو مرحله نهایی تکامل روان‌شناسی یک فرد وقتی رخ می‌دهد که او از لحاظ برآورده شدن نیازهای پایه‌اش (طبقه‌های یک تا چهار) احساس امنیت و آرامش کند. در چنین وضعیتی، او تمرکز خود را بر شکوفا کردن استعدادهای نهفته‌اش برای تبدیل شدن به یک انسان موثر، خلاق، پخته و دارای بینش خواهد گذاشت. (نظریه انگیزه‌های انسان،آبراهام مازلو)

- .....

4-نتایج اقتصادی: رفع محرومیت، کاهش فقر وجلوگیری از طبقاتی شدن جامعه و... :

با توجه وتامل در آیات 177و215/بقره،38/روم، 90/نحل و...این مطلب استنباط می شود که؛ مراد ازمهرورزی علاوه برسرمایه گذاری معنوی( دوست داشتن ومحبت کردن به اطرافیان)،احتیاج به سرمایه گذاری مادی هم دارد و کسانی که از تمکن مالی برخوردارند باید در حق نزدیکان از کمک های مالی تحت هر عنوان (انفاق،زکات، صدقات، قرض الحسنه و...) دریغ نورزد تا :

الف)- همه بتوانند از مواهب ونعمت های الهی بهره مند شوند وافراد جامعه احساس بی عدالتی که احساسی است خطرناک برای ایجاد آشوب ،کارشکنی ونداشتن انگیزه ی کار، نکنند.

ب) – جامعه دچار فقراقتصادی وفاصله ی طبقاتی نشود.وقتی افراد جامعه حقوقی را که به گردن آن هاست نپردازند باید شاهد چاههای عمیق در پای کوه های مرتفع وباعظمت باشند.

ج)- جایگزینی رقابت سالم اقتصادی به جای رقابت اقتصادی غیر سالم .

د) – جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی غیر سالم از قبیل:رباخواری، احتکار، گران فروشی ،کم فروشی، غش،کلاه برداری، ارتشاء و...

ه)- وسیله کردن فعالیت های اقتصادی در جهت رفع نیاز ها ومحرومیت ها درسطح جامعه به جای هدف بودن آن.

چ)-..

معمولاً کسانی که درمعاشرت های اجتماعی دارای حسن خُلق می باشند در انجام فعالیتهای اقتصادی نیز از دیگران جلوتر وموفق ترند. کاسبی که دارای حسن خُلق بوده ومحبت وعلاقه ی خود را حتی به صورت ظاهری به مشتریان خود ارزانی می کند از رونق وپیشرفت اقتصادی خوبی برخوردار است وبالعکس کاسب بد اخلاق وبد سلوک بازاری سرد وبی رونق دارد .تبلیغ مهروزی در جوامعی که روز به روز از معنویت فاصله گرفته وبه سوی مادی گرایی بیشتر،به پیش می رود، از اهمیت زیادتری برخوردار است.

آیه ی شریفه ی 23/شوری به مهرورزی به صورت کلی اشاره دارد ویک جانبه نگر نمی باشد . بلکه همه ی جوانب را در نظر دارد وبا توجه به آیات مرتبط با آن ( آیاتی که قبلاً به آن اشاره شد ) مسلمانان طبق سفارش خدا وپیامبر (ص) باید مثل خورشید تابان، پرتوهای مهر ومحبت وخیروخوبی خود رادر جهت اهدافی که قرآن تعیین نمود به جهان اطرافشان بتابانند «وهرکس که حسنه ای به جا آورد ما حسنه ای بر آن حسنه می افزاییم همانا خداوند بخشنده وقدردان( اعمال صالح بندگانش)است».23/شوری

- ....

5- نتایج دنیوی و اخروی (عکس العمل مهرورزی ):

الف) – نتایج عدم مهرورزی :

- آیات (17 تا33) سوره ی قلم نتیجه ی خود خواهی و توجه نکردن به مردم نیازمند را « از دست دادن ویا حذف نعمت های پروردگار»، می داند . گاهی اوقات خداوند،انسان را از بهره مندی واستفاده از نعمت هایی که در اختیارش گذاشته است، به سبب خود خواهی وندادن حق نیازمندان ؛محروم می نماید واستفاده ازآن نعمتها بر او حرام می شود به طرق مختلف ازجمله گرفتن امراض مختلف ویا سایربلایا.

- مجموع آیات سوره ی همزه نتیجه ی احسان ونیکوکاری نکردن به دیگران را گرفتار شدن در آتش سوزان جهنم؛ یاد آور می شود.

- آیات 8تا11سوره ی لیل نتیجه ی احسان ونیکوکاری نکردن به دیگران را سخت شدن کارها در دنیا وآخرت را؛ یاد آور می شود.

- ....

ب) – نتایج مهرورزی :

بلا گردان جان وتن دعای مستمندان است که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد حافظ»

« صدقه دادن هفتاد نوع بلا را دفع می کند » پیامبر اکرم (ص)

- آیات (5تا22) سوره ی دهر؛ نتایج مودت واحسان به دیگران را برمی شمارد از جمله این که نیکوکارن در بهشت از بهترین نوشیدنی ها که همیشه در دسترس آن هاست استفاده می کنند وخداوند در عوض نیکوکاری ومهرورزی آنان ، آنان را از شر آتش جهنم حفظ کرده شادی ونشاط را با اهداء باغ های بهشتی که در آن به انواع نعمت های بی شمار متنعم شده اند به ایشان عطا می فرماید .

- آیات6تا 11سوره ی ضحی؛ بخشش برخی نعمت های پروردگار ر ابه پیامبر( به عنوان نمونه)یادآور می شود و انتظار دارد به پاس شکرگذاری از نعمت ها،به دیگران ببخشد همچنان که خدا به او بخشید. اگر انسان انتظار عطا وبخشش نعمت های پروردگارمتعال را دارد، پروردگار نیز از انسان انتظار عطا وبخشش به سایربندگانش را دارد . «ببخش تا به تو ببخشد» در آیات سوره ی بلد نیز خداوند با بر شمردن برخی از نعمت هایش که به انسان ارزانی داشته، از انسان هم انتظاربخشش وکمک به سایر بندگانش را دارد .« واحسن کما احسن الله الیک» «نیکی کن همچنان که خدا به تو نیکی کرده است.»77/ قصص

- آیات17تا21سوره لیل نتیجه ی احسان ونیکوکاری به دیگران را رهایی از آتش جهنم وخشنودی نیکوکاران دربهشت،یاد آور می شود. چرا که آنان در دنیا وسیله ی خشنودی خدا وخلق خدا را با اعطای مال خود فراهم نموده اند.

عمر به شادی دلها گذار تا زتو خشنود شود کردگار « نظامی گنجوی»

- ....

روایاتی از بزرگان دین درباره ی مهرورزی(مودة فی القربی)

پیامبر اکرم(ص) : «خیرالناس انفع الناس» « بهترین مردم کسی است که بیشتر به حال مردم سودمند باشد.»

« پیامبر اکرم بعد ازنهی از بت پرستی،ستیزه جویی با مردم را نهی می کردند .»

« هل الدین الا المحبه » « آیا دین غیر از محبت است؟»

پیامبر اکرم (ص) : « پس از ایمان به خدا ، سرآمد تمام اعمال عاقلانه ی بشر ، دوستی ونیکی به همه ی مردم است .»

پیامبر اکرم(ص): «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» « من مبعوث شده ام تا کرامت اخلاق راتکمیل کنم .»

پیامبراکرم(ص): «عاقل ترین مردم کسی است که بیشتر از همه به دیگران محبت ونیکی نماید وضعیف ترین مردم کسی است که به دیگران بی ادبی وبی احترامی کند. » بحار الانوارجلد75ص52

حضرت مسیح (ع): «خدا را بیشترازهرچیزوهمسایگان (اطرافیان) رامانند خودتان دوست بدارید.» محمد وقرآن/ص209

زردشت : « گفتار نیک، پندارنیک، رفتارنیک» اوستا

امام علی(ع): « پیامبر(ص) آن قدر درباره ی همسایگان سفارش می فرمودند که ما خیال می کردیم همسایه از همسایه ارث می برد.» نهج البلاغه

امام علی(ع) : «با احسان، انسان مالک دلهاست ».

امام علی(ع): « احسن یحسن الیک »«نیکی کن تا به تو نیکی شود ».

امام حسین(ع): از راه خدمت به خلق، رستگاری را به چنگ آورید.

امام رضا(ع): « التودّد الی النّاس نصف العقل »« مهرورزی ودوستی با مردم نیمی از عقل است. »

امام رضا(ع): «نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خُلق ترین آن هاست.»

وقتی امام حسن(ع) از مادرش می پرسد که چرادیگران را در دعا وطلب استغفار بر خانواده ی خود مقدم می دارد ؛مادرگرامی اش(س)در جواب فرزندش می فرماید: « یا بنی الجار ثم الدار» « فرزندم اول همسایه بعد خانه »

امام المتقین علی(ع) وقتی با کار وکوشش مزرعه ای راآباد می کرد به فرزندانش می فرمود:«عزیزانم چشم داشتی به این ها نداشته باشید » وسپس دستور می داد قلم وکاغذی بیاورند وآن را وقف فقرا ونیازمندان می کرد.

امام حسن(ع) نیز" در راه مودة فی القربی" در چندین نوبت، قسمتی از مال خود را وقف فقرا ونیازمندان نمود.

خانواده ی امام علی(ع) "در راه مودة فی القربی" سه شب پیاپی قسمتی یا تمام غذای خود را به نیازمندان دادند.

خاندان علوی انسانند همه در خوبی ایشان ماتند

خود گرسنه،دگران سیرکنند دل ویران شده را یکسره تعمیر کنند

امام علی (ع) درنامه ی 31/نهج البلاغه دردو بخش، دو امر اساسی را به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) سفارش فرموده اند : بخش اول: پرستش خالصانه ی خداوند وبخش دوم: مهرورزی(مودة فی القربی)

امام علی (ع) در وصیت خود دو امر اساسی را به فرزندانشان یادآور شدند؛ « عبادت خالق» و« مودت به مخلوق»

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

چوعضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی (سعدی)

درباره ی اینکه گفته می شود : آیه ی شریفه ی 23/شوری سفارش درباره ی محبت ومودت تنها به خویشاوندان ویا اهل بیت پیامبر(ص) است اشکالات ذیل وارد است:

1- آیه مودّت در سوره ی شوری است و سوره ی شوری مکّی است . از سوی دیگر به اتفاق اهل سنت و شیعه، امام علی(ع) در مدینه ازدواج کردند وحسنین(ع)هم در مدینه به دنیا آمدند.

2- دلایل قرآنی (محکم ومتشابه) فراوانی مبنی بردلالت این آیه به مودت واحسان به خویشاوندان واطرافیان خودمان وجود دارد؛به طوری که قرآن مرتباً تاکید دارد بر؛ عبادت واطاعت خداوند(57/فرقان،90/انعام و...) ومحبت ومودت به نزدیکان(23/اسراء،13و14/لقمان،90/نحل،36/نساء،8/عنکبوت،83/بقره،38/روم،177و215/بقره،15/احقاف،34و35/فصلت و...). اما دلیل قرآنی برتفسیری که آیه را فقط به مودت به خاندان پیامبر(ص) منحصر کنیم ،دردست نمی باشد.

3- اگر قرار بود دراین آیه ی کریمه سفارش به انحصار مودّت به اهل بیت پیامبر(ص) شود ومردم مکلّف به رعایت آن شوند، یا باید «فی القربی » با ضمیر همراه می شد ویا به جای «فی القربی» دراین آیه اصطلاح« الا المودة فی اهل بیتی» یا «الا المودة فی عشیرتی» یا «الا المودة لذوی القربی» می آمد تا تکلیف برای همه روشن باشد. با توجه به آن چه گذشت منظور از مصدر « القربی» در این آیه، منحصر به اهل بیت پیامبر(ص) نمی باشد بلکه اهل بیت پیامبر(ص) تحت الشعاع ویا زیر مجموعه ی «مودة فی القربی» می باشند.همچنان که هر گروه از:{خویشاوندان، همسایگان، دوستان،آشنایان، همکاران و...}جزعی ازمجموعه ی«فی القربی» می باشند.

طبق این آیه ی شریفه ما باید با هر کسی که با او قرابت خویشاوندی،دینی،ملی،سیاسی،جغرافیایی و...داریم، برای رسیدن به اهدافی متعالی، مهرورزی نمائیم. این آیه نشاندهنده ی آن است که: - اسلام دینی کاملاً اجتماعی است وبر پایه ی محبت ومهرورزی بنا شده است.

- آیه ی مودت نشان می دهد چه قدرخداوند به بندگانش عشق می ورزد وبرای آن ها ارزش واهمیت فوق العاده قائل شده است که یکی از مهمترین خواسته ی پیامبرش را، مهرورزی بندگانش نسبت به یکدیگر معرفی کرده است؛ زیرا ( الناس عیال الله). امام صادق(ع) می فرماید:« خداوند عزوجل فرمود: هرکس مومنی را بیازارد با من اعلام جنگ دهد.» (کافی2/350/1) – پیامبراکرم(ص) می فرماید:« هر کس مومنی را بیازارد؛ بی گمان مرا آزرده است!» (بحار الانوار67/ 72/40) احترام انسان آن قدر بالاست که شیطان به خاطر احترام نگذاشتن به انسان از درگاه خداوند رانده شد - این آیه تاثیر مهرورزی را در ایجاد روابط اجتماعی سالم در نهادهای اجتماعی جامعه بیان می کند. - ...

3- « قل ما اسئلکم علیه من اجرٍ وما انا من المتکلّفین » « بگو من از شما در برابر رسالتم اجری نمی خواهم وچنین تکلیفی هم ندارم »86/ص از آیات :« 40/ طور، 109و127 و145 و164 و180 / الشعراء و9/دهر » در می یابیم که پیامبر ما وپیامبران قبل از ایشان ، هرگز از مردم اجر ومزدی مسئلت ننموده اند وتکلیف هم نداشته اند که از مردم درخواست اجر ومزد نمایند . زیرا درخواست اجر ومزد از درجه اخلاص در عمل می کاهد ومانعی بر سر راه تبلیغ رسالت می شود .

با توجه به آیه ی (47/ سبا) ، چیزهایی را که پیامبر از مخاطبانشان (کافران ومومنان) خواسته اند، از قبیل : «عبادت خداوند» و« مهرورزی به نزدیکان واطرافیان » ؛ اعمالی است که نفع آن هم به پیامبر می رسد وهم به خود ما « قل ما سالتکم من اجرٍ فهو لکم » « بگو آنچه من از شما خواستم به نفع خودتان است »47/سبا .

درباره ی فایده هایی که از این دو مورد عاید ما می شود در متن فوق مطالبی بیان شد، اما سوال اینجاست که ؛

- آیا از عبادت ومودت ما چیزی نصیب پیامبر(ص) هم می شود؟ پرستش خداوند و مهر ومحبت ورزیدن به یکدیگر مخصوصاَ به اطرافیان ونزدیکانمان چه ربطی به اجر پیامبر دارد؟!

جواب : معلمی که خداپرستی ومهرورزی به یکدیگر ( توجه به خدا وخلق خدا ) را در سرلوحه ی کارهایش قرار داده وآن را در کلاس درسش هم به دانش آموزانش می آموزد ودر هر بار نصیحت، آن ها را سفارش به رعایت وتوجه به این دو اصل می کند ومی گوید :« من از شما هیچ چیز نمی خواهم تنها خواسته ام از شما این است که خدا وبندگان خدا را هرگز فراموش نکنید ، بندگانش را دوست بدارید وهمواره به یاد آن ها وکمک کار آن ها باشید.» هم از ثواب وپاداش (اجر) هدایت کردن بر خوردار می شود وهم هر زمان که دانش آموزان به سفارش معلمشان عمل کنند، معلم از آن اعمال شایسته لذت برده و علاوه بر دانش آموزان، معلم هم در ثواب وپاداش اعمال حسنه ی آن ها شریک خواهد بود، زیرا ؛ « من یشفع شفاعةً حسنتاً یکن له نصیبٌ منها ومن یشفع شفاعةً سیئةً یکن لهُ کفلٌ منها وکان الله علی کل شیءٍ مقیتاً » «هرکه واسطه ومنشاء کاری نیکو شود او هم نصیبی کامل از آن خواهد برد وهر کس که وسیله ومنشاء کار زشت وناشایست گردد از آن سهمی بسزا خواهد برد وخدا برهر چیز (نیک وبد اعمال) مراقب است.» 85/ نساء

پیامبراکرم می فرماید : «من دعا إلى هدى كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئاً، ومن دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئاً».«کسي که مردم را به سوي هدايتي دعوت کند سهيم اجر و پاداش آنها است، بدون اينکه از اجر و پاداش آنها چيزي کاسته شود، و هر کسي مردم را به سوي گمراهي دعوت کند، سهيم گناه آنهائيکه از وي تبعيت مي‌کنند، خواهد شد بدون اينکه از گناه و عذاب آنها چيزي کاسته شود». (صحیح مسلم4/2060)

- در حدیثی دیگر از قول پیامبر(ص) آمده است: « هر کس سنّت نیکویی در اسلام پایه گذاری کند، اجر آن سنت وپاداش کسانی که به آن عمل می کنند، برای او است و هر کس سنّت سیئه ای را در اسلام بنیان نهد، وزر وگناه آن عمل وگناه هر کس که به آن عمل کند، بر گردن او است.» (صحیح مسلم، حدیث1017/ج2/ص584 )

- کسی که مسجد ویا مدرسه ای بنا می کند ومردم رابه استفاده از آن تشویق می کند، تا زمانی که مردم از آن بنا استفاده می کنند، اوهم از مشاهده ی استفاده مردم ازآن بنا لذت برده وهم در ثواب وپاداش عبادت وعلم آموزی مردم در نزد خداوند شریک خواهد بود . پیامبر گرامی اسلام هم به عنوان بنیان گذار وپایه گذار مکتب اسلام وبه عنوان مهمترین وسیله ی گرایش مردم به دین اسلام ، در ثواب واجرکسانی که بنا به دستور خدا وند وسفارش وهدایت پیامبر، خدا را خالصانه بپرستند وبه یکدیگر محبت کنند ؛ قطعاً سهیم وشریک خواهد بود .

4- اگر «ذی القربی» و« فی القربی » را به معنای مودت واحسان به خویشاوندان پیامبر(ص) بپذیریم پس باید «ذی القربی » را در آیاتی مانند آیه ی 83/ بقره را هم به معنای مودت واحسان به خویشاوندان موسی (ع) توسط قوم بنی اسرائیل به عنوان یک تکلیف الهی باید بپذیریم . در صورتی که آیات قرآن خلاف این مطلب راثابت می کند .یعنی این که مودت واحسان در حق خویشان واطرافیان مانند پرستش خداوند یک نیاز و یک قانون کلی است نه جزئی ، شخصی ویک جانبه نگر.

5 - اگر همچنان که آیه ی 23/ شوری ودیگر آیات مرتبط با آن اشاره دارد بپذیریم که این آیه به محبت ، نیکی واحسان به سطح وسیعی ازجامعه ی اطراف ما اشاره دارد ، نفع وخیر بیشتری عاید جامعه ی ما خواهد شد تا این که آن را منحصر به یک گروه ویا افرادی خاص بدانیم . اگر « فی القربی » را در این آیه ی شریفه ، به یک عده ی خاص ومحدود، منحصر کنیم در حقیقت به نحوی سایه ای در مقابل پرتوهای نور ایجاد کرده ایم وتنها یک قسمت از میان پرتو های بی شمار خورشید را برگزیده ایم و در آن صورت « ومن یقترف حسنةً نزد له فیها حسناً » در جامعه فراگیر نبوده ومعنای حقیقی آن کمرنگ جلوه خواهد نمود وحظ وشیرینی آن به دست فراموشی سپرده خواهد شد . « ونسوا حظاً مما ذکروا به»

- [در راستای امر « مودة فی القربی »] وقتی علی(ع) به درخواست همسرش فاطمه (س) که در بستر بیماری است اناری را با زحمت تهیه می کند ،در بین راه به مسکین مریضی برمی خورد ، حضرت حال آن مسکین را می پرسد ومی گوید چه می خواهی؟ بگو تا برایت تهیه کنم! آن مرد با دیدن انار در دست علی (ع) می گوید : « اگر اناری باشد خیلی مایلم .» امام (ع) انار را نصف می کند نصفش را به آن مرد می دهد ونصف دیگرش را نگه می دارد تا برای مریضه ی خود ببرد . اما آن مرد مسکین اصرار می کندکه امام (ع) آن نصف دیگر را هم به او بدهد تا دوای دردهایش باشد. امام (ع) آن نصف دیگر را هم به او می بخشد . وقتی دست خالی به خانه برمی گردد ، می بیند ظرفی پر از انار درکنار بستر فاطمه (س) گذاشته شده است .

- فاطمه جان انارها را که برایت آورده ؟

- شخصی انارها را آورد وگفت: « این انارها را همسرتان علی(ع) برایتان فرستاده است. »

وقتی علی (ع) آن مرد مسکین مریض را بر خود وخانواده اش مقدم می دارد واناری را که با صدها منت وزحمت تهیه کرده، به آن مرد فقیر مسکین مریض می بخشد؛ جبرئیل از بهشت برای قدردانی از بخشندگی علی(ع) ، به جای یک انار برای همسرش یک سبد پر از انار می آورد ومی گوید :« علی(ع) انارها را فرستاده » «ومن یقترف حسنةً نزد له فیها حسناً ان الله غفورٌ شکورٌ »« وهر کس نیکی واحسان کند ما برآن عمل نیکش بیفزاییم همانا خداوند آمرزنده وشکرگزارعمل نیک بندگان است.» 23/شوری

هرکه به نیکی عمل آغاز کرد نیکی او روی بدو باز کرد «نظامی گنجوی»

- آن عارف نامی بایزید بسطامی (ره) به خاطر اهتمام ورزیدن به احسان ومودت به مادرش، مشمول دعاهای خیر مادرش قرار گرفت وسرانجام به درجات عالی معنوی ارتقاء یافت . وهم او در سفری که برای زیارت خانه ی خدا به مرد عیالواری- در بین راه - برمی خورد وآن مرد از او می پرسد :» به کجا می روی ؟» وبایزید در جوابش می گوید :« به زیارت خانه ی خدا » . آن مرد می گوید :« من عیالوار وفقیرم آن هزینه ای را که برای زیارت خانه ی خدا تدارک دیده ای به من بده وهفت دور به دور من طواف کن وبرگرد.»

بایزید مبالغی را که برای هزینه ی سفر با خود برداشته بود به او می دهد واز کاروان جدا شده وبرمی گردد. شب هنگام در خواب می بیند که خانه ی خدا را طواف می کند ومنادی ندا می دهد که ای بایزید « حجکم مقبول وسعیکم مشکورا » . (برگرفته از کتاب تذکرة الاولیاء)

گویند که در خانه ی« دل» هست چراغی افروخته کاندر حرم افروختنی نیست

اصولاً محبت واحسان به دیگران طواف دلهاست ودلها خانه ی خداست وهر کس به دستور حق، دیگران را با احسان وایتاء مال خشنود نماید در حقیقت خدا را خشنود نموده است.

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه سر و پا پیاده رفتن دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز کردن ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

***

برو طواف دلی کن که کعبه خود سنگی است که این خلیل بنا کرد وآن خدای خلیل

***

6- اقوام، آشنایان،اطرافیان ودر کل کسانی که با ما « قرابت» دارند همیشه در دسترس ومعرض دید ما قرار دارند وچون در دسترس می باشد می توان به آن ها نیکی واحسان « مادی ومعنوی» نمود اما به انسان هایی که از دنیا رخت بربسته اند ودر دسترس نمی باشند ،چه خدمتی را می توان ارزانی نمود جز دوست داشتن آن ها وزنده نگه داشتن نام ویاد آن ها وتبعیت از راه آن ها ؟!

پرتوهای نور یک چراغ روشن وعطر گل های معطر بیشتر به حاضران می رسد تا به غائبان . در ثانی این جا سخن از دوست داشتن خشک وخالی آن هم به یک عده ی خاصی، مطرح نیست بلکه اینجا سخن از« عمل نیکوکاری» مادی ومعنوی مطرح می باشد.

« ومن یقترف حسنةً نزد له فیها حسناً ان الله غفورٌ شکورٌ» 23/شوری

«من ذاالذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفهُ لهُ اضعافاً کثیرةً» 245/بقره

«وما اتیتم من زکاةٍ تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون»39/روم

خداونددر آیات قرآن، قبل وبعد ازسفارش « قل لا اسئلکم علیه اجراًالا المودة فی القربی» وبعد ازسفارش نزدیکان درآیه ی 16/احقاف وقبل ازسفارش احسان به «ذوی القربی» درآیه ی 7و9/عنکبوت ؛توجه نمودن به اعمال صالح وعمل به آن را گوش زد می فرماید. احسان ومهرورزی به نزدیکان واطرافیان از زمره ی مهمترین اعمال صالح محسوب می شود زیرا خداوند در آیه ی23/شوری، روی آن به جهت اهمیت آن ، تاکیدفراوان فرموده است .

آیه ی« قل لا اسئلکم علیه اجراًالا المودة فی القربی» از یک کلیت وپیام گسترده ای برخوردار است چرا که یک انسان مسلمان یاد می گیرد که نه تنها نسبت به دیگران حسد وبخل نورزد بلکه همواره خیر خواه ودوستدار آن ها باشد، نه تنها حق دیگران را ضایع نکند بلکه از آن چه خدا به اوبخشیده به دیگران نیز ببخشد(زکات، انفاق،صدقه و...) . ودر کل یاد می گیرد که پا روی خواهش های نفسانی گذاشته وازخودخواهی، حسد وتکبرکه عامل بیچارگی عده ی زیادی شده است،دست برداشته وآن چه برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد.

«وما یلقیها الا الذین صبروا وما یلقیها الا ذو حظٍ عظیم» 35/فصلت

هر انسان مسلمان درهرنقطه ای ازجهان به منزله ی چراغی است که «با مودت واحسان» به دیگران روشن وبا نداشتن «مودت واحسان » به دیگران خاموش است.بی شک یکی ازعوامل مهم پیشرفت وترقّی اسلام در گوشه وکنار دنیا عمل به همین آیه «23/شوری» بوده است که دیگران از طریق مجاورت وهمنشینی با مشک های معطر وچراغ های فروزان به دین اسلام علاقه مند شده اند . وهرجا مسلمانان برخلاف آیه ی «مودت» رفتارنموده اند، نظر بدبینانه ای نسبت به اسلام توسط دیگران بوجود آورده اند تا جایی که اسلام را دین خشونت ومسلمانان را تروریست خوانده اند. وبعید نیست که کفّار اهل کتاب ومخصوصاً بعضی یهودیان فتنه گرکه مصداق « اشدّ النّاس عداوة للذین امنوا» ـ « ومن الذین هادوا سمّاعون للکذب سمّاعون لقومٍ آخرین لم یاتوک یحرّفون الکلم من بعد مواضعِهِ » ـ« ودّت طائفة من اهل الکتاب لو یضلّونکم ومایضلّون الا انفسهم وما هم یشعرون»69/آل عمران؛ و«غلاة» که مصداق آیه شریفه ی « ومن الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم »6/ لقمان؛ هستند با القاءتحریف معنوی امثال این گونه آیاتی که مایه ی فضل، رحمت، وحدت، عزت، تبلیغ، پیشرفت ، تکامل، وسعادت مسلمین است،جهت ایجاد تفرقه وجلوگیری از نشر اسلام ومطرح کردن خود؛دست داشته باشند. آن ها(یهودعالمانه ومغرضانه برای تفرقه افکنی وغلاة جاهلانه وبرای خودنمایی)سعی داشته اند آیات کتب آسمانی راکه از سرچشمه ی زلال وحی نازل شده را با زهر خود آغشته نموده تا هرکس در مسیراستفاده از این آب زلالِ پاک قرار گیرد از قوت وقدرت ساقط شده وحظ وگوارایی آن را احساس نکند.

مثل زنبوری که بر گل می چرد برگ بگذارد وشهدش برد (اقبال لاهوری)

باتوجه به آیه ی 125/ انعام « فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام ومن یرد ان یضلُهُ یجعل صدره ضیقاً حرجاً کانما یصعد فی السماء....» ـ خداوند وقتی بخواهد کسی را هدایت نماید، شرح صدری به اوعنایت می کند که آیات خداوند را بی طرفانه وغیر مغرضانه در افقی وسیع درک نماید وبر عکس وقتی خداوند بخواهد کسی را گمراه کند چنان دید او(سینه اش) را تنگ وکوتاه قرار می دهد که گویا در جو آسمان در اثرکمبود اکسیژن هوا دچار خفگی شده است .

افرادی که آیه ی «مودت» را منحصر ومختص به یک گروه یا عده ی خاص مانند: اهل بیت(ع) یا مختص پدر ومادر ویا مختص خویشاوندان سببی ونسبی ،بدانند ویا آنان را از آیه ی مذکور مستثنی کنند ؛برداشتشان از آیه از نقص سطحی نگری ویک جانبه نگری برخوردار بوده است . ولی درک واعتقاد به این مطلب که « مودت واحسان به نزدیکان » منحصر به هیچ گروه ویا عده ی خاص نبوده بلکه با توجه به سیاق آیه وآیات محکم ومتشابه که قبلاً به آن اشاره شد ؛ محبت واحسان به مجموعه افرادی است که در اطراف ما با ما سروکارداشته ودارند، می شود مصداق« یشرح صدره للاسلام» می باشد.

فی القربی = {انبیاء، اولیاء الله، ذی القربی، یتامی، جارذی القربی، جار جُنُب، صاحب بالجنب، ابن سبیل و...}

اگر اندیشمندان اسلامی که دارای شرح صدر می باشند در این مسئله تفکر وتامل نمایند در خواهند یافت که رمز اختلاف وتفرقه ی بین مذاهب اسلامی در یک سویه نگری وغفلت ازتمام جوانب آیات قرآن کریم، می باشد . ومَثَل آنان به مشاجره ی دو نفری می ماند که در کنارساحل از همان ابتدا پشت به هم کرده اند. یکی روبه دریا ،فقط دریا می بیند ودیگری رو به خشکی فقط خشکی می بیند.اولی مدعی است که در روی زمین فقط آب وجود دارد زیرا او غیر از آب ودریا چیزی نمی بیند ولی دیگری مدعی است که در زمین فقط خشکی وجود دارد زیرا او غیر از خشکی چیزی نمی بیند. اگر این دو به جای این که پشت به هم کرده اند رو به هم کرده و دور وبرشان را خوب نگاه می کردند در می یافتند که در روی زمین هم آب ، هم دریا، هم خشکی، هم کوه ، هم صحرا و... وجود دارد ومشاجره ی آن ها بیهوده بوده است . « وما یعقلها الا العالمون» «وکل حزبٍ بما لدیهم فرحون»

« قطعاً یکی از عوامل عقب گرد وسیر قهقرایی بسیاری از مذاهب ومرام ها در جهان ، فاقد بودن« اصل جامعیت » وعدم اعتدال آن ها است.» « برگرفته از کتاب علل پیشرفت اسلام وانحطاط مسلمین صفحه ی /243و242»

با توجه به آیه ی 90/ نحل « ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی ...» ؛ چگونه می توان به « فی القربی » مودت واحسان نمود؟

الف : احسان ومودت معنوی

- درباره ی پدر ومادر : 24و23/ اسراء ، 14 / لقمان

- درباره اولی الامر : 59/ نساء، 21/ یاسین، 31/ آل عمران

- در مصاحبت با خویشاوندان ، یتیمان وفقرا : 8/ نساء

- در معاشرت با مومنین وهمکیشان : 215/ الشعراء

- در معاشرت های اجتماعی :83/ بقره ، 77/ قصص ، 53/ اسراء ، 86/ نساء

- در معاشرت با زنان وفرزندان (خانواده): 19/ نساء، 40/ ابراهیم، 6/ تحریم

- در معاشرت ومصاحبت با مخالفان وغیر همکیشان: 43و44/ طه، 63/ فرقان، 46و47/ مریم، 34/ فصلت

- ...

ب: احسان ومودت مادی ( از قبیل ایتاء؛ زکات، انفاق، صدقات، خمس، نذورات و...)

- درباره ی پدر ومادر ، خویشاوندان، ایتام، فقراء: 215و177/ بقره ، 26/ اسراء، 38/ روم، 41/ انفال، 7/ حشر، 60/ توبه، 233/ بقره و...

- درباره ی حکومت اسلامی (اولی الامر): 41/ انفال ، 7/ حشر ، 43/ بقره و...

« کمک به نیازمندان،کفاره ی برخی گناهان »

1- قسم دروغ؛ (آیه ی 89/ مائده)

2- شکار صید در حال احرام؛(آیه ی 95/ مائده)

3- نتراشیدن سر و نداشتن تمکن مالی برای قربانی کردن در مراسم حج( آیه ی 196/بقره)

4- کشتن غیر عمدی مومن (92/ نساء)

5- اجتناب از نزدیکی وخطاب قرار دادن زنان خود به منزله مادر وخواهر(آیات 2-4 مجادله)

6- روزه نگرفتن در ماه رمضان(184/ بقره)

7- نجوا کردن (12/ مجادله)

8- ...

نظر شیخ مفید(رحمه الله) در باره ی آیه ی مودّت :

« صحیح نیست که کسی بگوید خدا همه ی اجر پیامبرش را یا بخشی از آن را ، مودّت اهل بیت او قرار داده است زیرا اجر پیغمبر(ص) در برابر عمل تقرّبی که در راه رضای خدا انجام داده همان ثواب ابدی در آخرت است که بر عهده ی خدای عادل جواد کریم است؛ وثوابی که در برابر اعمال تقرّبی داده می شود ممکن نیست به عهده ی بندگان باشد چون عمل تقرّبی باید خالص برای خدا باشد و عملی که خالص برای خدا باشد، اجرش به عهده ی خداست نه غیر خدا. علاوه بر این خداوند فرموده است : « یا قوم لا اسئلکم علیه اجراً ان اجری الا علی الذی فطرنی »- « ای قوم ! من در برابر رسالتم اجری از شما نمی خواهم ، اجر من فقط به عهده ی خدایی است که مرا خلق کرده است.» هود/ 51

اگر آن طور که شیخ صدوق گمان کرده است اجر پیغمبر(ص) به عهده ی مردم باشد، در این صورت در آیه ی قرآن تناقض واقع می شود زیرا معنای آیه چنین می شود که من اجری از شما مردم نمی خواهم بلکه اجری از شما مردم می خواهم؛ ونیز معنای آیه چنین می شود که اجر من فقط به عهده ی خداست واجر من به عهده ی خدا وغیر خدا ست واین محال است وصحیح نیست که قرآن بر آن حمل شود.» (مصنّفات شیخ مفید،ج5 ، ص 140 )

  (دنیا پست تر از آنست که خداوند آنرا اجر و پاداش پرهیزکاران قرار دهد، بلکه پرهیزکاران و بندگان مطیع الهی، درپیشگاه خدا بهترین پاداش را دارند.» اما م علی (ع)

« والله اعلم بالصواب »

[ یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 ] [ 10:32 ] [ محمد زاهد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

قال رسول الله(ص):( انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی)
آن چه در این وبلاگ از نظر مبارکتان خواهد گذشت مطالبی است پیرامون مسائل وموضوعات مختلف فکری وعقیده تی که با ترازوی «قرآن»، «سنت» و«عقل» بدون هیچگونه پیش داوری و وابستگی فکری به سنجش در آمده است
والعصر ان الانسان لفی خسر


الا الذین آمنوا وعملوالصالحات
ایران رمان