یک بحث تفسیری

چه چیز سبب بخشیده شدن آدم و حوا شد ؟!

توسل به غیر خدا یا تسبیح خدا؟!

آیه ی37 سوره ی بقره :

«فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هوالتواب الرحیم»

 «پس آدم (ع) کلماتی را از خداوند دریافت کرد که(گفتن آن) باعث پذیرفتن توبه اش شد همانا خداوند توبه پذیر ومهربان است.»

عده ای برای توجیه توسل به غیر خدا، به استناد روایات در تفسیراین آیه بر این عقیده اند که منظور از«فتلقی آدم من ربه کلمات»، قسم دادن خداوند به آبروی محمد(ص) وآل محمد(ع)،توسط حضرت آدم وحوا ویا توسل آن ها به اشباح نورانی پیامبر(ص)ودوازده امام (ع) و واسطه قرار دادن آنان به دستور خداوند، جهت استغفارازگناهان است( تفسیر المیزان جلد1/ ص223 وتفسیرنمونه /ص198جلد1) در صورتی که؛

1- باتوجه به آیه ی23/ سوره ی اعراف؛ مشخص می شود که منظور از آن کلمات خالصانه و نورانی که به سوی پروردگار بالا رفته و سبب استجابت دعا و بخشایش آدم وحوا را فراهم نمود ، بیان این کلمات است که از سوی خداوند به ایشان تلقین شده بود؛ «قالا ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفرلنا وترحمنا لنکونن من الخاسرین» « گفتند: پروردگارا ما در حق خویش ستم کرده ایم واگر تو ما را نبخشی وبه مارحم نکنی از جمله ی زیانکارن خواهیم بود.»

بدون شک "کلماتی" که از جانب خدا به انبیاء واولیاء تلقین والهام می شده است،توسل به غیرخدا نبوده بلکه کلمات ویا القائات نورانی بوده است که گفتن وارائه ی آن به درگاه الهی موجبات استجابت دعا ، بخشش ورضایت خداوند(جل جلاله) رافراهم می نموده است.« الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه» « گفتار پاک وخالصانه به سوى او بالا مى‏رود و كردار نيك است كه به آن -گفتار- رفعت (عظمت ) می دهد.» 10/ فاطر

موسی(ع): « قال رب انی ظلمت نفسی فاغفر لی فغفرله انه هو الغفور الرحیم » 16/ قصص

نوح(ع): «ونوحاً اذ نادی من قبل فاستجبنا له فنجیناه واهله من الکرب العظیم» 76/انبیاء وهمچنین آیه47/ هود

ایوب(ع): «وایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضرُّ وانت ارحم الراحمین * فاستجبناله فکشفناما به من ضرٍو...»83و84/انبیاء

 یونس(ع): «وذاالنون اذ ذهب مغاضبا ًفظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین*فاستجبنا له ونجیناه من الغم وکذالک ننجی المومنین»87و88/انبیاء

« ولولا کان من المسبحین- للبث فی بطنه الی یوم یبعثون».« واگر(یونس) تسبیح خدا را نمی کرد تا ابد در شکم ماهی باقی می ماند.»

زکریا(ع): «وزکریا اذ نادی ربه رب لاتذرنی فرداًوانت خیر الوارثین* فاستجبنا له ووهبنا له یحیی واصلحنا له زوجه ...»89و90/انبیاء

 دعا ومناجات (ربنای) اولی الالباب در آیات 191 الی194 سوره ی آل عمران و ( فاستجاب) دعاهایشان در آیه ی  195آل عمران و ...

عرضه ی حاجات ودعا (مناجات) به درگاه الهی توسط انبیاء وبندگان شایسته ی خدا که نمونه هایی از آن در قرآن آمده است وادعیه ی ائمه ی هدی (ع) مخصوصاً دعاهای امام علی (ع) ( مناجات شعبانیه، دعای کمیل ومناجات حضرت در مسجد کوفه) ،دعای روزعرفه امام حسین(ع ودعاهای صحیفه ی سجادیه ی امام سجاد(ع) وهمچنین دعای جوشن کبیر، نمونه هایی از "القاعات کلمات ربانی از سوی پروردگار به بندگان شایسته اش" برای نشان دادن مسیرهدایت، رضایت، استجابت، بخشش وتوبه به درگاه الهی است. - « فاثابهم الله بما قالوا جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها وذالک جزاءُ المحسنین»- «پس خدا به سبب آنچه گفتند، پاداش نیکو به آن ها داد وآن پاداش بهشتی جاودانی است که از زیر درختانش نهرها جاری است و این پاداش نیکوکاران است.» 85/ مائده

    ای  خدای  بی انباز  و  یار                دست  گیر و  جرم  ما را  واگذار

   یاد ده مارا سخن های دقیق         کان به رحم آرد تو را ای خوش رفیق       مولوی 

2-  آیات(44و46/قصص ،44/آل عمران و102/یوسف و...) عدم وجود وحضور پیامبراکرم(ص) را درهنگام وقوع مهمترین حوادث تاریخ انبیاء ، قبل از تولدشان را نشان می دهد. وهمچنین این قسمت از آیه 44/آل عمران«ذالک من انباء الغیب نوحیه الیک» نشان می دهد که پیامبر(ص) به وسیله ی وحی از حوادث گذشته اطلاع پیداکرده اند وقبل ازتولد هرگز وجود نداشته اند که از حوادث اطلاع وآگاهی داشته باشند.

«این که ائمه قدیمی الاشباح اند وقبل از حضرت آدم حضور داشته اند، خطایی بیش نیست وچنین چیزی درباره ی بشر نمی توان گفت واین گونه سخنان، سخن گروه های غالی وجاهلان و حشویه است.»( شیخ مفید، مجموع مصنفات، ج6، ص93)  

3- توسل آدم وحوا برای استجابت دعا واستغفار به کسانی که وجود نداشته اند ساخته وپرداخته ی ذهن خیالی کسانی است که می خواهند عقیده ی خود رابه هر نحوی که شده توجیه کنند.« فماذا بعد الحق الا الضلال»32/یونس

واینک ماجرای ابراهیم خلیل(ع) وعزرائیل را از کتاب منطق الطیر پی می گیریم؛

چون   خلیل الله  در   نزع       اوفتاد                  جان به عزرائیل   آسان  می نداد

گفت از   پس شو  ، بگو  با    پادشاه                 کزخلیل خویش آخر جان  مخواه

حق تعالی گفت :  اگر هستی    خلیل                 برخلیل خویشتن جان کن   سبیل

جان همی باید   ستد  از تو   به    تیغ                  ازخلیل خود که دارد جان  دریغ

حاضری   گفتش که ای شاه   جهان                 از چه می ندهی به عزرائیل جان

عاشقان     بودند     جان  بازان     راه                تو چرا می داری آخر جان نگاه

گفت من چون گویم آخرترک جان                چون که عزرائیل باشد   در میان

بر  سر   آتش     درآمد        جبرئیل                گفت ازمن حاجتی خواه ای خلیل

من نکردم  سوی  او  آن  دم     نگاه                 زآنکه  " بند راهم"  آمد  جز  اله

چون بپیچیدم    سر  از  جبریل    من                 کی دهم جان را به عزرائیل  من

زان نیارم کرد خوش خوش  جان نثار              تااز اوشنوم  که  گوید  جان  بیار

چون به جان دادن رسد   فرمان    مرا                نیم جو   ارزد  جهانی  جان  مرا

در دوعالم کی دهم من جان به  کس              تا که گوید،سخن  این است  وبس

کجایند آزاد اندیشانی که از وابستگی فکری گریزانند؟!!

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین و اصحابه الصادقین